شعر از احمدرضا احمدی

زمانی با تکه ای نان سیر می شدم 

وبا لبخندی

به خانه می رفتم

اتوبوس های انبوه از مسافر را

دوست داشتم

انتظار نداشتم 

کسی به من در آفتاب 

صندلی تعارف کند

درانتظار گل سرخی بودم 

/ 0 نظر / 17 بازدید